بعد ازرفتن آقای حسینی ،سارا به خانم دکتر نزدیکتر شد و پرسید خواهش میکنم وضیعت آقای خجسته را بطور دقیق برای ما توضیح بفرمائید موضوع مهمی است که باید درباره اش با اوصحبت کنیم .
خانم مریدی ازصراحت درخواست سارا ناراحت شده بود .انتظار داشت ابتدا پاسخ سوال هایش را ازآنها بشنود اوهنوز نمی دانست که این خانم وآقای جوان دراین موقع شب برای چه کاری می خواستند با آقای خجسته صحبت کنند وحدس می زد که واردشدن شوک به آقای خجسته نیز بی ارتباط با این ملاقات نیست .بنابراین بجای پاسخ دادن به پرسش سارا با لحن تندی گفت ببخشید شما هنوز به ما نگفتید ازکجا آمدید ؟
آقای مریدی که ازیک سو شاهدعصبانیت همسرش شده بود وازسوی دیگر سراسیمگی و بی تابی سارا را نیز متوجه شده بود گفت بنظرم هردوی شما حق دارید