مرهم درد خيره شدنهايت
نه حرفهاي من بود
نه دستانم
هر خيره شدنت، تيلهاي را از کودکيام، کم
و کوهي را از سوز خالي ميکند
دهانم، دهانهي آتشفشان
تنم، حالت ناشناختهاي از سوختگي
چه ناشيانه ميميريم،
تو در خيره شدنهاي هر روز
من در آغوشِ سکوت شبها ../

ما را در سایت عاشقانه ما دوتا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: ??? ? ????
بازدید: 179