10

خرید بک لینک
خواب دیدم در حمام گیر افتاده بودم و داشتم خفه میشدم با نفس های بریده و چشم هایی تقریبا سویی نداشتند و صدایی که از ته چاه در می امد خودم را نجات دادم ..حتی در خواب هم فکر نمیکردم اینقدر برای حیات تقلا کنم . بیدار شدم و چه دیدم؟ روی شکم خوابیده ام تنفسم را بالشت مسدود کرده و کبود شده ام !!! اگر کمی تنبلی میکردم تعبیر خوابم شده بودم...حس عجیبی بود! مرگ مرا از خواب بیدار کرد!!!

از اثاثیه ی در هم و بر هم دور و برم که بگذریم دوچرخه ام که رخت اویزم شده و و ۸ کتاب سهراب و دبوان فروغ که با عرق جبین(!) خریدمشان عناصر مهم هستندهرچند حافظه ی از حافظ خالی شده ام غزل میخواهد از من...

تابستان ها اگر کوتاه نبودند الان من حافظ حافظ بودم و یا مولانا تا حدی! پیدا کردن کتاب حافظ در این اش شعله قلم کار همتی عظیم میطلبد که در خودم اصلا سراغش را ندارم! به محفوظات بسنده می کنم....
احساس می کنم زندگی ام مثل جاده ایست با این قانون که راه را باید کلاغ پر(!) بروی!

هورمون ها دست به کار شده اند...کی گرفتار شوم خدا میداند...

پ.ن : از نیو اپشن هایم این است که پوست کف سرم را می کنم!!!!


عاشقانه ما دوتا...

ما را در سایت عاشقانه ما دوتا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: ??? ? ???? بازدید: 188 تاريخ: دوشنبه 8 مهر 1392 ساعت: 19:57

صفحه بندی