پست یازدهم

خرید بک لینک
سلام جیجیلیا..

خوبید ؟؟!!..

خب..اول ازهمه ازنظرا بگم که واقعا کم بودن ....

خب.....

یه چیز دیگه..

دیگه پستای خاطرات تموم شد... حالا دیگه خاطراتم بیشتر میشه خاطرات روزانه...

========================

۱۳۹۲/۷/۱۶

صبح ساعت ده بود از خواب بیدار شدم... رفتم دبلیو سی و دستی به آب رسوندم... بعدم دست وصورتمو شستم و اومدم بیرون... شروع کردم به پختن یه قیمه بادمجون ... غذای مورد علاقه پرهام...ساعت طرفای ۱ بود که پرهام اومد خونه.... با رویی خوش رفتم استقبالش ...رفت دوش کوچولو گفت و بعدم اومد ناهار خوردیم و اونم حسابی تعریف کرد و مام حسابی خر کیف شدیم

بعدشم رفتیم لالای حسابی

بعدش بیدار شدیم... لادن و سارا اومدن پیشمون...کلی با سارا گفتیم و خندیدیم و لادنم تو اتاق داشت کتاب میخوند و خودشو قاطیه ما نکرد...

سارا هم قراره هفته دیگه بره سونوگرافی...ببینه بچه ش چیه.....وااااااااااای...من بیشترش ذوق دارم....

خبببببببببب...شام موندن پیشمون و برای شام پیمان و شوهر لادنم اومدن ... جاتن خالی کلی خوش گذشت...بعدش رفتیم فرحزاااااااااااااااااد...وااااااااااااااای قلیووووووووووون کشیدیم ........البته من فقط دو تا پک...چون زیاد خوشم نیومد ازش...

بعدشم نخود نخود ...هر کسی رفت خانه ی خود

بــــــــــــــــــــــــای

نظر یادتون نره


عاشقانه ما دوتا...

ما را در سایت عاشقانه ما دوتا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: ??? ? ???? بازدید: 244 تاريخ: چهارشنبه 17 مهر 1392 ساعت: 19:10

صفحه بندی