امیدوارم همیشه خوش و سر حال باشید
راستش یه دو روزی هست که حالم گرفته اس البته خدا رو شکر تو این دو روز کارم هم زیاد بوده و سرم گرم کار بود
بالاخره آمار دفتر ما یه تکونی خورد خدا رو شکر
دو روز پیش با یه تلفن از طرف برادرم اونقدر عصبانی شدم که تا آخر شب سر درد داشتم و حتی با خوردن قرص هم بهتر نشد
ما یعنی من و دو تا خواهرهام یه برادر داریم که از همه کوچیکتره البته اینکه میگم کوچکتره یعنی آخرین بچه اس وگرنه الان سی و سه ساله شه ولی شما بگو سه ساله شه
باورکنین خسته شدم از دستش از کاراش از بهونه گیریاش از ........
اصلا این بشر تکلیفش با خودش معلوم نیست نمی دونه هدفش چیه از زندگی چی میخواد همش بهونه همش نق همش غر همش شکایت از زندگی اه اه اه
ما هم چون خدا زده پس سرمون و شدیم خواهر باید همیشه گوش شنوا داشته باشیم برای نق زدنهای ایشون
بارها و بارها باهاش صحبت کردیم خیلی از وقتها بهش حق دادیم به دلش راه اومدیم ولی اون اصلا ول کن نیست که نیست
یادمه تو سالهایی که دبستانی بودم یه بار با بچه ها حرف از داشتن برادر بود اون موقع ما هنوز این برادرمون رو نداشتیم یادمه اون موقعها و حتی تا چند سال پیش همیشه دوست داشتم یه برادر بزرگتر از خودم داشتم
فکر می کردم برادر آدم تنها مردیه که میشه بهش اعتماد کرد و خالصانه دوستش داشت ولی زهی خیال باطل
این برادر ما هیچوقت برای ما برادر نبود همش درد سر بود و بس از اون تیپ آدمایی که فقط و فقط زندگی خودش براش اهمیت داره و بس از اونایی که فکر میکنن تا براشون مشکلی پیش میاد همه باید بسیج بشن و مشکلشو حل کنن ولی مشکلات دیگرون هیچ ربطی به اون نداره
از اون آدمایی که از عالم و آدم طلبکارن و همه بدن الا خودشون
نمونه بارزش تو زمانی بود که مامان مریض بود مامانم یه دونه پسرش رو خیلی دوست داشت یه جورایی تمام عشق و امیدش تو وجود اون خلاصه میشد و به همین دلیل وقتی تو اوج مریضی و شیمی درمانی مامان تنها پسرش خیلی راحت تنهاش گذاشت و برای پیدا کردن کار مناسب راهی کیش شد دلش شکست
یادمه من همش به شوخی به مامانم میگفتم غصه نخور مامان من خودم پسرت میشم و اسمم و میذارم طاهر طفلک به این مسخره بازی من میخندید ولی خدا میدونه که تو دلش چی میگذشت
مامان همه ی دلخوشیش سروسامون گرفتن پسرش بود و همش نگران آینده اش
کاش پسرش هم به اندازه ی اون دلش برای زندگیش و آینده اش میسوخت
مامان رفت و حسرت دیدن زندگی روبراه پسرش رو هم با خودش برد
و ای کاش پسرش لااقل بعد از اون طوری زندگی میکرد که روح مامان در آرامش باشه
حالم خوب نیست
منو ببخشید
شاد باشید
خدا نگهدار
ما را در سایت عاشقانه ما دوتا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: ??? ? ????
بازدید: 162